الشيخ المنتظري
459
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
بنابراين عالم مادّه و عالم ناسوت مىشود دنيا . اگر دنيا به معناى پست تر باشد ، يعنى پست ترين عالم به حق تعالى است و در آخر قرار گرفته ; و اگر به معناى نزديك تر باشد ، يعنى به ما نزديك تر است ، ما كه مادّى هستيم اين عالم مادّه به ما از عالم آخرت نزديك تر است ، درجه و رتبه عالم آخرت بالاتر است . خلاصه اين كه وجود و هستى از ذات حق تعالى كه وجود كامل بى پايان است شروع مىشود مى آيد پايين ، و پست ترين مرتبه اش عالم ناسوت و طبيعت است . ما مى توانيم نسبت عوالم وجود را به ذات حق تشبيه كنيم به نسبت جلوه هاى نور خورشيد به خورشيد . فرض مى كنيم كانون نور خورشيد است ، جلوه ها و ترشّحات نورى از آن كانون و مركز نور كه خورشيد است مى آيد و هرچه از خورشيد دور تر مىشود جنبه نورانيتش كمتر مىشود . مثلاً قسمتى از حياط منزل كه مواجه با خورشيد است نورش شديد است ، مرحله بعد قسمتى از حياط است كه مواجه با خورشيد نيست طبعاً نورش ضعيف تر است ، بعد داخل اطاق كه نورش پرتو نور بيرون است ضعيف تر است ، و نور پستوى اطاق از نور اطاق ضعيف تر است ، پس هرچه به منبع و كانون نور نزديك تر باشد جنبه نورانيت قويتر است و جنبه ظلمت ضعيف تر ، و هرچه از كانون و منبع نور دور تر شود و واسطه بخورد ، جنبه نورانيت ضعيف تر مىشود و جنبه ظلمت و تاريكى بيشتر . معناى مذمّت دنيا به هرحال دنيا يعنى عالم نزديك تر يا عالم پست تر كه اين عالم مادّه باشد . البتّه دنيايى كه از آن بدگويى مىشود وابستگى ما به دنياست ، متاع دنيا نعمت هاى خداست ، كه اگر اين نعمت ها در راه خودش مصرف شود ، در راه كمال انسان و در مسير آخرت قرار گيرد ، ديگر مذمّت ندارد ; آنچه مذمّت دارد وابستگى و علاقه من و شما به زن و فرزند و مال دنيا و رياست دنياست ، اگر كسى مال و مقام دنيا را